خبرنگاران،سربازان نبرد نرم در جبهه سخت - یادی از خبرنگار ایرانی مجروح در لاذقیه
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱۳   کلمات کلیدی: خبرنگاران نبرد نرم سخت ،خبرنگار مجروح خبرگزاری صدا و سیما سید محمد حسن حس

نظام اطلاع رسانی در دهه دوم قرن بیست و یکم در حال دگرگیسی است. عصر انفجار اطلاعات به مدد تحول در فناوری های نوین ابزارهای انتقال پیام و روزآمدی در مبانی نظری دانش القای پیام در حال تبدیل شدن به عصر " جنگ روایت ها " است.

خبر ، روزگاری به گزارش عینی از یک رویداد اطلاق می شد اما هم اکنون رویداد گزارش نمی شود بلکه در مقابل دیدگان مخاطب قرار می گیرد. تصاویر زنده رویدادها از برخورد هواپیما به برج های دو قلو تا کنفرانس های مطبوعاتی در لحظه ،‌ از ان سوی کره زمین برای مردمان نیمکره جنوبی پخش می شود. زاویه دوربین در این دوران تعیین کننده است ، موضوعی که نقطه اشکار ساز تفاوت سیاست گذاری رسانه ها به یک رویداد واحد است.

عصر ما ، هندسه نوین قدرت جهانی در حال پوست اندازی و شکل گیری مجدد است. پاشنه تحولات صرفا بر اساس قدرت سخت نمی چرخد . قدرت نرم بصورت شگفت آوری وارد ادبیات سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی دولت – ملت ها شده است. جنگ ابزار اگر نگویم به جنگ افکار تبدیل شده اما دست کم دیگر ، نقش نخست را در تحولات بر عهده ندارد. مدیریت برداشت یا ادراک (PERCEPTION MANAGEMENT)از سهم بیشتری در مقایسه با تلاش برای اسارت جسمی که راهبرد در جنگ های سخت بود برخوردار است.

کنار اتاق فرماندهان نظامی در قرن بیست ویکم ،‌ مرکز تدبیر رسانه ای هم دایر شده است بگونه ای که هر عملیات نظامی ،‌پیوست رسانه ای دارد. خبرنگاران همراه ،‌ دیگر واژه غریبی نیست . واژه ای گه همزمان با اشغال عراق به خبرنگارانی گفته می شد که سوار بر تانک ها پا به پای فرماندهان نظامی ، کار پوشش رسانه ای را بر عهده داشتند . همان هایی که لشکر کشی برای اشغال عراق را تلاش امریکا برای ازادی و دمکراسی جلوه می دادند.

امپراتوری هزارتوی رسانه ای نظام سلطه فراتر از مرزها عمل می کند. انان هستند که واقعیت ها را بر اساس میل صاحبان و مالکانشان می سازند. این رسانه ها موضوعی را در قاب رسانه ها قرار می دهند و براحتی در زمانی که مایل باشند موضوعی را از دستور کار اندیشیدن افکار عمومی خارج می کنند. اگر بر این باور باشیم که رسانه ها ، مهم ترین ابزار در جنگ افکارند ، بار اصلی اجرایی کردن خط مشی رسانه ها بر دوش خبرنگاران است. خبرنگارانی که هر یک در کانون رویدادها ،‌ نقش روایت گری را بر عهده دارند. روایت گرانی که گر چه از منظر هویتی در زمره قدرت نرم اما حوزه فعالیتشان تا عمق سنگرهای خط مقدم قدرت سخت کشده شده است.

غرب اسیا که از منظر غربی ها ، خاورمیانه نامیده می شود در زمره کانون های اصلی " جنگ روایت ها " در جهان است. جایی که قلب مناطق ژئو پلیتیک دنیا و لنگرگاه گیتی لقب گرفته است. غرب اسیا مکان هم آوردی دو اردوگاه با بهره گیری از همه ابزارهای سخت و نرم است .

اردوگاه نظام سلطه که فرماندهی ان در دست غرب به رهبری امریکا ، نماد تجاوزگری به سردمداری رژیم صهیونیستی و ارتجاع عرب به سرکردگی سعودی از یک سو و محور مقاومت به مرکزیت جمهوری اسلامی ایران و هسته های مقاومت مردمی در لبنان ، عراق ، سوریه ، یمن ، فلسطین و ... است. هماوردی این دو دیدگاه بویژه طی دو دهه گذشته بمرحله رویارویی در حوزه های سخت و نرم رسیده است. تفکر "خبرنگاران سربازان نبرد نرم جبهه سخت اند " ریشه در این واقعیت دارد که قدرتهای بزرگ در القای هژمونی خود ، ترکیبی از قدرت نرم و سخت بهره می برند.

اردوگاه نظام سلطه با بهره گیری از شگردهای رسانه ای اقدام به دستکاری اطلاعات می کند تا تصویری دروغین از واقعیت ها نزد افکار عمومی بسازد. جنایتکارترین ، متجاوزترین و خونخوارترین باند تروریستی جهان در قلب سرزمین های اسلامی به اسم اسراییل جعل شده است اما در رسانه های غربی به عنوان یک رژیم دموکراتیک معرفی می شود. فرزندان فلسطین که سرزمین شان از سوی متجاوزان صهیونیست غصب شده از دیگر سو به سبب دفاع مشروع تحت عنوان گروه های تروریستی جلوه داده می شوند.

گروههای تکفیری – تروریستی همانند داعش که امروز در کشورهای عراق و سوریه منشا قتل و غارتند ، ساخته و پرداخته سرویس های جاسوسی اند اما هویت امران ان ها مخفی نگه داشته می شود. این فرقه ها که هم اکنون به عنوان سربازان خط مقدم جنگ نیابتی امریکا و غرب بر ضد محور مقاومت فعال هستند اشکار و پنهان مورد حمایت قرار می گیرند اما نیروهای مقاومتی که جان بر کف به جنگ با این تروریست ها می روند ، به مدد بنگاه های رسانه ای غرب ،‌ جایشان نزد افکار عمومی با تروریست ها جابجا می شود.

در این اشفته بازار تصویر سازی دروغین ،‌ رسانه های مستقل، همسو یا وابسته به جریان مقاومت وظیفه روایتگری دقیق صحنه های نبرد سخت را دارند تا بگونه ای پرده از راز و رمز دسیسه های قدرتهای بزرگ بردارند.

گسترش شبکه خبرگیری در چهار گوشه دنیا ، گامی برای شکستن طلسم جریان یک سویه اطلاع رسانی و باطل کننده نقش ساحران در وارونه نشان دادن واقعیت ها است.

 جمهوری اسلامی ایران در چارچوب محور مقاومت در این عرصه از عراق و سوریه تا لبنان و ترکیه و غزه ، حرفه ترین عناصر رسانه ای اش را به میدان فرستاده تا بر جهلی ناشی از گردش یکسویه اطلاعات که دشمنان مایلند بر این مناطق مستولی شود ، نور بتابانند. مسیری که بعضا با خون بهترین خبرنگاران رنگین شده است.

خبرنگارانی که بدون کوچکترین وسیله دفاعی در خط مقدم صحنه های نبرد سخت حاضر می شوند تا روایتی قابل اعتماد برای افکار عمومی ملی ، منطقه ای و بین الملل ارائه دهند. این خبرنگاران که رزمندگان قدرت نرمند ، پیشقراول جبهه رسانه ای وابسته به محور مقاومتند که با همه توان در برابر محور شرارت غربی ، عربی و عبری صف کشیده اند ولو انکه چشمانشان همانند سید محمد حسن حسینی خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما در سوریه هدف گلوله تروریست های تکفیری قرار گیرند تا صحنه را نبینند. این اراده ای مبتنی بر ارزش های دینی و اصول حرفه ای است که هرگز عرصه های نبرد سخت از خبرنگاران اندیشمند و شجاع با قلم های مسولیت پذیر در دست و دوربین های روشنگر بر شانه ، خالی نباشد.


کالبد شکافی رسانه ای اصلاحیه وزیر اطلاعات
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۸   کلمات کلیدی: وزیر اطلاعات ،کالبد شکافى اصلاحیه ،رسانه اى

وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه‌ای به دلیل نقل خطای بیان مقام معظم رهبری از سوی حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمود علوی وزیر اطلاعات دولت یازدهم (دوشنبه شب - دوم شهریور ماه) در برنامه نگاه یک شبکه اول سیما عذرخواهی کرد.
در زمینه اقدام دکتر علوى چند نکته وجود دارد که هم براى مسوولان و هم براى یاران رسانه اى درس آموز است :
الف: معمولا افراد با فروکش کردن موج  رسانه اى,  براحتى و هدفمندانه  از کنار موضوع  مى گذرند اما اصلاحیه در حالی صادر شده است که پنج روز از رویداد خبری گذشته است.  
ب : صرفا پاسخ را به رسانه یا رسانه هایی که به آن پرداخته اند ارسال مى کند تا از فراگیر شدن آن جلوگیرى کنند اما این  اصلاحیه روی سایت رسمی وزارت قرار گرفته است که برای همگان قابل دسترسی است.
ج: با الفاظى دو پهلو مانع از بیان اصل موضوع مى شوند تا با ایجاد الودگى اطلاعاتى سبب سردرگمى مخاطبان شوند اما در این اصلاحیه متن صحبت قبلی و متن درست ان اورده شده است.
د: منتقدان را مورد نکوهش قرار مى دهند که بخاطر منافع فردى یا گروهى فرصت طلبانه رفتار کرده اند اما در این اصلاحیه از "منتقدین محترم صمیمانه سپاسگزاری " می شود.

ه:  کوشش مى کنند موضوع را کم اهمیت جلوه دهند تا تغافل در برابر آن توجیه پذیر شوداما در این اصلاحیه بصراحت گفته شده است که در نقل مطلب خطا صورت گرفته است. 
و: تا حد ممکن روش بازى با واژگان را در پیش می گیرند  بلکه از بکار بردن واژه عذرخواهى,  پوزش یا...  خودارى کنند اما در این اصلاحیه از رهبر معظم انقلاب و مردم شهید پرور عذرخواهی می شود.
حال اما دکتر علوى وزیر اطلاعات بدون توسل به شیوه هاى مرسوم دستکارى رسانه اى در دنیا با شفافیت و صریح ترین کلمات ممکن عذرخواهى کرد, یک درس رسانه اى مبتنى بر اخلاق دینى است که اقدامى در خور ستایش است.
این نکته از آن رو درس آموز تر است که  به علت جایگاه حقیقى دکتر علوى  که عضو هیات علمى دانشگاه در حوزه رسانه است بر شگردهاى رسانه اى اشراف دارد و در چارچوب مسؤولیت حقوقى اش هم,  اگر مى خواست , امکان توجیه سکوت , نزد مخاطب میسر  بود.
متن اطلاعیه وزیر اطلاعات  به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

در برنامه تلویزیونی نگاه یک از قول مقام معظم رهبری نقل شد که (این خط تبلیغی دروغ که از خطوط قرمز عبور شده است صحت ندارد) پس از مراجعه به متن سخنرانی معظم له ملاحظه شد که عبارت صحیح این است (این خط تبلیغی غیر صحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوص صرف نظر شده است خلاف واقع و دروغ است)

ضمن پوزش از معظم له و مردم شهید پرور در نقل خطای بیان معظم له از منتقدین محترمی که ما را به این خطای در نقل توجه دادند صمیمانه سپاسگزاری می شود.

سید محمود علوی
وزیر اطلاعات»


چرا در امریکا کودتا نمی شود؟
ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۸   کلمات کلیدی: نگروپونته کودتا

شبکه عرب زبان العالم اوایل دهه 80 شمسی راه اندازی شد. همزمان با شروع جنگ امریکا که منجر به اشغال سرزمین عراق شد.

العالم در ان روزها در زمره رسانه های تصویری سرامددر عراق بود. زیر ساخت تلویزیون رژیم صدام از بین رفته بود و دریافت شبکه های ماهواره ای هم فراگیر نشده بود.  در این دوره اما العالم هم روی ماهواره پخش می شد و هم از طریق انتن های زمینی رله. مخاطبان عراقی براحتی به شبکه العالم دسترسی داشتند.

کارشناسان و مقامهای عراقی روزانه اقدام به طرح دیدگاههایشان از طریق آنتن العالم می کردند. هیات های عراقی که به ایران می امدند اغلب بازدید از شبکه العالم را در برنامه سفرشان می گنجاندند.در این دوره مدتى مسوولیت خبر العالم را بر عهده داشتم.

خاطرات جالبی از ان دوران هست که شنیدن برخی از ان ها شاید خالی از لطف نباشد. شنیدم زبان فارسی در برخی نشست های مهم سران عراق رایج بود. جلال طالبانی رییس جمهور وقت ،‌سید عبدالعزیز حکیم رییس فراکسیون اکثریت پارلمان و زلمای خلیل زاد سفیر افغانی تبار امریکا در بغداد هرسه فارسی می دانستند. پس بدون مترجم به فارسی با هم گفتگو می کردند. 

  یکی از مقام های وقت عراق در سال 85 موضوعی را از نگروپونته نخستین سفیر امریکا در عراق نقل می کرد که اگر درست باشد بسیار درس اموز است.

نگرو پونته پس از پل برمرنخستین حاکم کاخ سفید در عراق - سکان فرماندهی  سیاسی نیروهای امریکایی را به عنوان سفیر در بغداد به دست گرفت.

 نگرو پونته  در دهه ۸۰ در کسوت سفیر ایالات متحده در هندوراس به قدرتمندترین فرد پشت صحنه امریکای لاتین شهرت داشت.  سازماندهی جوخه های ترور در این منطقه به او نسبت داده می شود.

  عملیات ترور و انفجار خودروهای بمب گذاری شده پس از ورود او به عراق شعله ور شد اما کمتر کسی در این ارتباط دستگیر شد. زمانی که حدود 180 هزار جنگجوی امریکایی در عراق مستقر بودند که با ایجاد مقرهای ایست و بازرسی دست کم در شهرها هر حرکتی را تحت نظر داشتند.

 نگروپونته پس از مدتی از سوی رییس جمهور جورج بوش فراخوانده شد و در سمت کلیدی هدایت جامعه اطلاعاتی و امنیتی امریکا که از " سیا " تا " اف بی ای " را شامل می شود منصوب شد.    

 نگروپونته پیش از پایان ماموریتش با زبان مزاح به یکی از از رهبران سیاسی عراق گفته بود که ایا می دانی چرا در امریکا کودتا نمی شود؟

  مقام عراقی پاسخ داده بود که دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد از توزیع قدرت تا دمکراسی ریشه دار و ... که نگروپونته بی درنگ می گوید : زیرا  امریکا در واشنگتن سفارت ندارد.

نگرو پونته در زمره دیپلماتهای است که توامان مورد قبول‌ دموکرات‌ها و جمهوریخواهان‌ آمریکا است‌‌. ریچارد هولبروک‌، سفیر آمریکا در سازمان‌ ملل‌ در زمان‌ بیل‌ کلینتون می‌ گوید: جان‌ نگروپونته‌ دیپلمات‌ بسیار ظریفی‌ است‌ و متوجه‌ ابهام‌ و دوگانگی‌ می‌ شود.

هنری‌ کیسینجر، وزیر امور خارجه‌ اسبق‌ آمریکا نیز معتقد است نگروپونته‌ دیپلمات‌ صبور و ظریفی‌ است‌‌.

جان‌ نگروپونته‌ در سال‌ 1939 در لندن‌ به‌ دنیا آمد. او که از دانشگاه‌ ییل‌ فارغ‌‌التحصیل‌ شده‌ است‌‌ در اوایل‌ دهه 1960 به‌ عنوان‌ دیپلمات‌ شروع‌ به‌ کار کرد و هشت‌ سمت‌ در آسیا، اروپا و آمریکا داشته‌ است.

نگرو پونته با این پیشینه ،‌ قصد انتقال پیامی واقعی داشته یا  صرفا مزاحی دیپلماتیک؟ دست کم ما ایرانیان البته سخن ولو مزاح گونه نگروپونته را ، با اعترافی که رییس جمهور اوباما همین چند روز پیش در باره نقش سفارت امریکا در کودتای 28 مرداد سال 1332 کرد ، جدی تلقی می کنیم.     


غلبه دانش فنی ایران بر خطوط قرمز سیاسی امریکا در موضوع اب سنگین اراک
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۸   کلمات کلیدی: اراک اب سنگین ،هسته مرکزی

مجتمع اب سنگین اراک در زمره چهار پنج موضوع اصلی مذاکرات ایران و 1+ 5 بود. امریکا بصراحت پافشاری می کرد تا مجتمع اب سنگین خنداب اراک برچیده شود. تیم مذاکره کننده ایران ،‌ خواسته واشنگن را مغایر با منافع ملی می دانست. طرف غربی مدعی بود که تولید سالانه 10 کیلوگرم پلوتونیوم در اراک می تواند امکان ساخت سالانه دست کم یک بمب اتم را فراهم کند.

ایران استدلال  می کرد که بمب اتمی در دکترین دفاعی ایران جایی ندارد ، فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی ان را حرام می داند و هیچ یک از افزون بر 30 گزارش اژانس بین المللی انرژی اتمی هم هیچگونه انحرافی در برنامه ایران را تایید نکرده است. سه گزارش جامعه اطلاعاتی و امنیتی امریکا هم پاک بودن برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران را تایید کرده است.

ایران در  مذاکرات پذیرفت که بدون تغییر ماهیت اب سنگین اراک، زمینه برای کاهش نگرانی ادعایی غرب را فراهم اورد. همکاران ارنست مونیز وزیر انرژی امریکا که مسئولیت مذاکرات فنی را برعهده داشتند طرحی را برای باز طراحی اب سنگین اراک ارائه دادند. غرب مدعی بود که در این طرح خواسته ایران و غرب ،  توامان مد نظر قرار گرفته است. طرح امریکا به تهران اورده شد اما کارشناسان فنی ایرانی ان را نوعی تغییر ماهیت اب سنگین به اب سبک دانستند و در مذاکرات رد شد. چینی ها و روس ها هم در این زمینه پیشنهادهایی را در قالب مذاکرات دو جانبه یا چندجانبه مطرح کردند.

طرف امریکایی مدعی بود که طرح پیشنهادی برای باز طراحی اب سنگین اراک یک میلیون دلار خرج در بر داشته است. مذاکره کنندگان ایرانی هم بصراحت گفتند که هزینه کرد شما به ما ارتباطی ندارد بلکه انچه برای ما ارزش دارد رعایت خطوط مبتنی بر امنیت ملی در حوزه حفظ دانش هسته ای است. امریکایی ها ساخت راکتور اب سبک را هم  به ایران پیشنهاد داده بودند که البته بی درنگ رد شد.

 کارشناسان هسته ای ایران پس از ان طرحی را که تولید پلوتونیوم به میزانی که موجب تغییر ماهیت مجتمع اب سنگین نشود به طرف امریکایی عرضه کردند. در این طرح باید در قلب راکتور تغییراتی ایجاد می شد. طرف امریکایی پس از بررسی مدعی شد گرچه طرح قابل قبول است اما امکان افزایش پلوتونیوم دست کم از دید فنی در صورت وجود " اراده " هنگام بهره برداری وجود دارد.

دانسمندان علوم هسته ای جمهوری اسلامی ایران سرانجام طرحی دقیق مبتنی بر دانش روز ارائه کردند که طرف امریکایی نتوانست برای رد علمی ان بهانه جویی کند. در این زمینه مذاکره کنندگان امریکایی البته مطرح می کردند ، رییس جمهور اوباما بصراحت گفته که ایران ‌نباید اب سنگین داشته باشد و پذیرش طرح ایران به مثابه نادیده گرفتن خط قرمز تعیین شده از سوی اوباماست. طرف ایرانی با استدلال فنی از این مرحله هم عبور کرد.  

  نکته جالب پافشاری طرف امریکایی بر سر برخی موضوعات است که صرفا شاید فقط کارکرد تبلیغاتی داشته باشد. پر کردن منفذ هسته مرکزی که از  قلب راکتور اب سنگین اراک بیرون اورده می شود با بتن در این چارچوب قابل تحلیل است. اصولا وقتی هسته مرکزی که دارای گرید هسته ای است بیرون اورده می شود به لحاظ فنی و بویژه ایمنی دیگر قابل استفاده نیست. ارسال هسته مرکزی به خارج کشور یا برش دادن ان هم ظاهرا مطرح بوده است که مورد قبول واقع نشده است.  

اعتراف مسولان فنی غربی از جمله امریکایی ها به دانش ایرانی ها در طراحی و بازطراحی اب سنگین برگ برنده یی بود که بعدها در سایر چانه زنی های فنی هم به گفته منابع نزدیک به مذاکرات بسیار موثر واقع می شد. در برجام هم با اعتراف به باقی ماندن تاسیسات اب سنگین اراک گفته شد که " ایران به بازطراحی و بازساخت یک راکتور تحقیقاتی اب سنگین مدرنیزه شده در اراک بر اساس طراحی اولیه مورد توافق و در قالب همکاری بین المللی مبادرت خواهد کرد."


دبه سیستماتیک امریکایی
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٩   کلمات کلیدی: ظریف دبه سیستماتیک

امریکایى ها باز هم در میانه راه اسب شان را عوض کردند.حکایت مرد فریبکار یا قلدری است که وقتی می بیند به علت ناوارد بودن در سوارکاری در حال افتادن از پشت اسب است فریاد می زند که این اسب تمام شد و  روی اسب دیگری می پرد. تغییر دیرهنگام تصمیم که همواره سبب سردرگمی دیگران می شود. 

این رفتار همانى است که دیگر  به " دبه سیستماتیک  امریکایی " تبدیل شده  است. دبه در مسقط , ژنو ,وین و ..  نمونه این منش است.  رییس جمهور باراک اوباما زمانی بصورت کتبی به رییس جمهور برزیل و نخست وزیر ترکیه دست نوشته داد که اگر ایران بپذیرد در مورد سوخت 20 درصد  ،‌ اماده تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران است.

او گمان می کرد ایران نمی پذیرد اما وقتی تهران موافقت کرد ،‌ تعهد کتبی اش به دوسیلوا و اردوغان را در کمال ناباوری جامعه جهانی زیر پا گذاشت.

نامه یی را در زمستان سال 91 از طریق سلطان قابوس پادشاه عمان به ایران فرستاد که در ان به صراحت گفته شد ،‌حق غنی سازی ایران را  به رسمیت می شناسد اما پس از عید نوروز ان را به فراموشی سپرد.

توافق بر سر موضوع هسته ای را پس از روزها نشست و برخاست در ژنو پذیرفت اما پس از ایجاد بارقه امید در دل بسیاری از دیپلمات ها و  ناظران سیاسی بین المللی در کمال ناباوری ، جان کری  ، این بار در مسقط  پایتخت عمان باز هم چشم در چشم هیات ایرانی دوخت و چنان سخن گفت که مذاکرات به ما قبل ژنو برگردانده شد.

این رفتار سینوسی ظاهرا تمامی ندارد . دو روز پیش هم که همه چشم ها به پایان ماراتن نفس گیر هسته ای در وین پایتخت اتریش دوخته شده بود به یکباره با رسیدن فرمانی از کاخ سفید ، صحنه به ما قبل لوزان بازگشت.

بی وفایی به تعهدات دیگر باید جزیی از  DNA مذاکره کنندگان امریکایی دانست که ریشه در " دیپلماسی یک سویه امریکایی " دارد. 

استفاده گسترده از قوه قهریه طى 70 سال گذشته ، سبب ضعف مفرط  قوه تعامل واشنگتن با دیگر بازیگران شده است. میز مذاکرات را اغلب با کلاس دیکته اشتباه  مى گیرند. نگاه انان به مذاکره به معنای ان است که به طرف حق می دهند در مسیری که برای او تعیین می کنند حرکت کند. بده - بستان در قاموس امریکایی جایی ندارد مگر انکه شرایط میدان بر آنان تحمیل کند. 

در تازه ترین مرحله ، محتواى قطعنامه جدید شورا امنیت, زمانبندى لغو تحریم ها,  مساله pmd , تحقیق و توسعه , تحریم تسلیحاتى , نظام بازرسى ها ،‌ترکیب و ساز و کار کمیته  نظارت بر اجرا و... برای پایان دادن به بحران مصنوعی هسته ای روی میز قرار گرفت. صدها ساعت گفتگوی فشرده در حوزه فنی ،‌ حقوقی ،‌ دیپلماتیک و سیاسی صورت گرفت که حاصل ان هم ،‌ پیدا شدن راه کار قابل پذیرش برای تک تک موضوعات بود.

 این موارد همانند یک زنجیره متوازنند , اگر در یک مورد امتیازى داده شد که البته امرى مذموم در عرف روابط بین الملل نیست  باید ما به ازاى آن. در جایی دیگر ستانده شود. چالش اصلی اینجاست که امریکا ،‌ دست بگیرش در گذر زمان ، رشد غول آسایی داشته اما دست بدهش متاسفانه در مرحله " نانیسم " باقی مانده است.

مذاکره با چنین موجودی ، گرچه بیشتر به شطرنج با " گوریل " تعبیر می شود اما نوعی تدبیر دو سر برد است. دو روز دیگر ،‌ دو ماه دیگر یا حتی دو سال دیگر ، باز چنان به میز مذاکره باز می گردد که همگان انگشت به دهان می مانند اما مشکل ان جاست که نه رفتارش ، قابل پیش بینی است و نه به وعده اش می توان اعتماد کرد.

این تدبیر " ظریف "  مرد متدین ، امین و دیپلمات کهنه کار  است که طى 18 ماه گذشته کوشش کرد به زبان دیپلماسى با امریکایی ها گفتگو کند که شایسته  احترام است. براى افزایش نفوذ کلام و  تاثیر قدرت استدلالش که تامین کننده منافع ملى و مصلحت امت است , دعا کنیم.


← صفحه بعد