نمای نزديک
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢   کلمات کلیدی:

 

نمای نزديک(کلوز آپ) قاعدتاً تأثیر بسزایی بر ذهن افراد می گذارد.اگر در حال تصویربرداری از یک حادثه آتش سوزی بودید, نمای نزذيک  شما زبانه های آتشی خواهد بود که از پنجره خانه ای بیرون می جهد, منظره یی که مدتی طولانی در ذهن بیننده باقی خواهد ماند.

قوی ترین نماهای نزديک معمولاً چهره حاضرین در رویداد یا شاهدان آن است, که احساسات آنان را با دقت ترسیم می نماید. تصوير به يادماندنی افرادی که هنگام وقوع حادثه ۱۱سپتامبر در حال فرار از صحنه برخورد هواپيماها به برجهای دو قلو هستند نمونه يی از اين گونه تصويرها است. دلهره - شگفتی و اظطراب در صورت انها موج می زند. 

نماهای نزدیکِ  اتش نشانان که در مقابل صحنه انفجار هستند, به تدوینگر کمک می کنند که اهميت حادثه را به مخاطب نشان دهد. مسلماً تصویربردار باید نماهای کلوزآپ را جستجو کند, نماهایی که قدرت روایت خبر را داشته باشند.

 نماهای کات اِوی / و کات این (Cut-aways / Cut-ins - نماهای رابط)

کات اِوی ( و کات این),بهره گيری از اين نماها  ترفندی قدیمی و در عین حال جدید در صنعت تصویربرداری سینمایی/ تلویزیونی است و برای فشرده سازی گزارش بکار می رود. مثالی ساده می تواند اساس این نماها را روشن سازد.

فرض کنید در تصویر شخصی را داریم که در طول خیابان مشغول قدم زدن است. اگر بخواهیم تمام این مدت را به تصویر بکشیم, بیست ثانیه زمان لازم خواهیم داشت تا شخص مسیرش را از مکانی به مکانی دیگر طی کند. این امکان وجود دارد که این عمل را به صورت نمایشی ارائه داد و زمان را به پنج یا شش ثانیه کاهش داد. این کار با استفاده از نمای کات اِوی (یا کات این), در مرحله تدوین صورت می گیرد.

در نسخه تدوین شده, می توان دو ثانیه از تصویر فرد در آغاز پیاده روی را بکار برد. این نمای شماره یک است.

برای فشرده کردن رویداد, نمای شماره دو را وارد می کنیم, و آن نمای رابط (Cut away) است: يك يا دو ثانیه از نمایی دیگر, مانند نمای کلوز آپ از تابلوی نام خیابان و با همان زاویه حرکت شخص (مدت نما باید به قدری باشد که بیننده زمان لازم برای خواندن تابلو را در اختیار داشته باشد). این همان فن کات اِوی (قطع تسلسل) است. در همین مثال, در مسیر قدم زدن شخص وقفه هایی ایجاد می گردد که در نهایت, دوباره به راه رفتن وی منتهی می شود. نمایی به مدت دو ثانیه از انتهای مسیر او می گیریم تا در انتها بیننده نزدیک شدن او را به گوشه پیاده رو مشاهده کند.

با ترکیب این سه نما, رویدادی با زمان واقعی بیست ثانیه را به شش ثانیه محدود کرده ایم.

می توان از تکنیک کات این (Cut-in) نیز برای فشرده سازی و کاهش زمان واقعی استفاده کرد.

(کات این ) معمولاً نمای نزدیکی از بخشی از یک جسم متحرک است. در مثال فوق, این جسم همان شخصی است که در خیابان قدم می زند. می توان به جای نمای شماره دو (در مثال بالا) از کلوز آپ پاهای شخص در حال راه رفتن به مدت چند ثانیه, استفاده کرد. با این کار هم در تسلسل رویداد وقفه ایجاد کرده ایم و هم با کمک یک نمای کلوزآپ از بخشی از یک جسم متحرک, به آن نزدیک شده ایم.

استفاده از روش کات این از کات اِوی پیچیده تر است, زیرا مستلزم تنظیم ریتم حرکت میان نماهای سه گانه است.

مثلاً اگر در پایان نمای شماره یک پای راست شخص به سمت پیاده رو باشد, و نمای شماره دو کلوز آپ همان پا باشد, باید پا را در همان محل نشان دهید (انسجام حرکت), بطوریکه این احساس را در بیننده القا کند که دوربین به طور روان حرکت کرده است, نه اینکه از نمایی به نمای دیگر پریده است.

 پرش در تدوین یک خطا به شمار می رود, که هنگام ایجاد وقفه میان دو تصویر تلویزیونی, به شکل مشخصی نمود پیدا می کند و بیننده را متوجه عدم وجود یکدستی و روانی در حرکت اشیای موجود در تصویر می سازد.

تصویربردار باید نماهایی در اختیار تدوینگر قرار دهد که می تواند در تدوین تصاویر گزارش, جهت محقق ساختن تسلسل و پیوستگی آن مورد استفاده قرار گیرد. تصویربردار, برای تضمین هر چه بیشتر آزادی عمل و ایجاد گزینه های بیشتر در مرحله تدوین, باید در هر گزارش چهار یا پنج نمای کات اِوی ( یا کات این) بگیرد.

در تدوین مصاحبه های تلویزیونی, معمولاً کات اِوی مناسب برای سخن گفتن یک شخص, نمای شخص دیگری است که به این سخنان گوش فرا می دهد. این نما برای اجتناب از پرش ناشی از حذف بخشی از سخنان فرد و انتقال به موضوعی دیگر, وارد می گردد ( باید مراقب بود وضعیت شخص مستمع متناسب و هماهنگ با ماهیت سخن باشد وگرنه این ترکیب فاقد روانی  خواهد بود