يادمان " عادل " خبرنگار شهيد العالم در بغداد
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱٢   کلمات کلیدی:

" عادل المنصوری " یکصدمین خبرنگار است .یکصدمین خبرنگاری که طی سه سال اشغال عراق به مسلخ رفته است. شنیدن این موضوع همه را شوکه کرد.این جمله در بیانیه سازمان خبرنگاران بدون مرز امده است.

اخرین گزارش " عادل " در مورد فتنه جدید اسراییل در خارمیانه بود.خاورمیانه یی که بیش از نیم قرن است  در رنج است.      " عادل "در این گزارش چه هنرمندانه رویدادهای لبنان و عراق را بهم پیوند زده بود.

  او خبرنگاری بود که عصیان بر ضد حقیقت در گزارش هایش موج می زد. جوانی سرشار از پویایی و طالب حقیقت بود. این در تک تک فراورده های خبری اش نهفته بود.

 عراق در سه سال گذشته جزو کانونهای اصلی خبری گیتی است. او بی محابا به مرکز رویدادها می رفت.رویدادهایی که هر یک رشته یی در هزارتوی تاریخ منطقه دارد.

 بازخوانی لایه های درونی خبر از " عادل " خبرنگاری ورزیده ساخته بود. تازه ترین دیدارم با این همکار دو ماه پیش در بیروت بود.او نیز بهمراه گروه دیگری از خبرنگاران العالم در دوره تبادل تجربه مشارکت داشت.

 دغدغه اصلی او روایت واقعیت عراق بود. او بارها در گزارشهایش گفته بود که گروه های بعثی – تکفیری و اشغالگران در ناامنی های عراق همسودند.

 ... اما " عادل " صمیمی و دوست داشتنی بود. وقتی روز دوشنبه لوگوی العالم  را در نشست سران عراق ندیدم یکه خوردم . در این ایین رییس جمهور - نخست وزیر و سید عبدالعزیر الحکیم رهبر مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق شرکت داشتند. عادل مسوول پوشش این رویداد بود.

 این نشست بصورت زنده روی انتن رفت. تلفن ثریایش خاموش بود. نگران شدم. اخر " عادل " همواره در دسترس بود. این احتمال قوت گرفت که او در دست کسانی که از بیان واقعیت های عراق می هراسند گرفتار شده باشد.

 ... و سرانجام پیکرش که اماج گلوله شده بود در پزشک قانونی بغداد پیدا شد. اکنون بیش از پیش نگرانم. نگران دهها خبرنگار العالم مستقر در کانون های بحران که مسوولیت شان بر دوشم سنگینی می کند.غم از دست دادن خبرنگاران سایر رسانه ها نیز خدا می داند - جانکاه است.

  زنان و مردان بی باکی که با تنها جان پناهشان که کلمه خبرنگار حک شده روی جلیقه هاشان است ایستاده در میانه میدانند.  نیک می دانم - بسیار کسانند که دیدن دوربین و جلیقه خبرنگاری را در کانون معرکه ها بر نمی تابند.  

نمی دانم همسر عادل سفر ابدی پدر را چگونه برای " میار " دو ساله اش روایت می کند. فقط از خداوند می خواهم صبر را بر خانواده – یاران العالم و همه سنگربانان خبر ارزانی دارد.

 ... بازهم تا قلمی برای نوشتن - دوربینی برای ثبت رخدادها و زبانی برای گفتن باشد پیمان می بندیم امانت دار مردمی باشیم که در گوشه و کنار گیتی برای تحقق حق دانستن به انتظار ما نشسته اند.