روحیه جمعی در خبر تلويزيونی
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢۸   کلمات کلیدی:

حفظ روحیه جمعی

خبرنگاران و تصویربرداران تلویزیون, بیش از  سایر خبرنگاران, نیاز به آموختن همبستگی و چگونگی تبادل اطلاعات با یکدیگر و نیز با دیگر افراد گروه, در فضایی آکنده از روحیه جمعی می باشند.

- خبرنگارن, تصویربرداران, سردبیران و کارگردانان باید همواره در ارتباطی پویا برای هموارسازی مراحل پوشش خبری قرار داشته باشند.

- خبرنگاران و تصویربرداران باید بطور مداوم در عرصه تهیه خبر و در جهت فراهم سازی روند گردآوری اخبار, به گفت و گو بپردازند.

- خبرنگاران, تصویربرداران, کارگردانان و گرافیست ها باید در ارتباطی مداوم باشند و یکدیگر را جهت پخش موفق اخبار پشتیبانی کنند.

 مسؤولیت پذیری

افراد زیادی در حوزه خبر و سایر بخش های شبکه (مانند بخش تولید, فنی و غیره) در آماده سازی گزارش (Assembly) و پخش آن مشارکت دارند, با این حال در نهایت امر گزارش از آن خبرنگار است. او نزدیکترین شخص به اطلاعات و حقایق است و بر این اساس باید مسؤولیت دقت, درستی و شفافیت گزارش را بپذیرد.

خبرنگار تنها فردی است که شایستگی تضمین آن را دارد که گزارش, رویدادها را به شکل متعادل و دقیقی منعکس سازد.

 اصول اوليه

در بنگاهها  و شبکه های خبری:

- دقت مهم تر از سرعت است.

- صحت و اعتبار خبر نسبت به هیجان زایی آن در اولویت قرار دارد.

- هدف, قرار دادن بیننده در جریان حقایق است.

عملکرد در صحنه: گروه پوشش

با بکارگیری تجهیزات سبک, بیشتر شبکه های تلویزیونی فعالیت خود را با استفاده از گروه هایی انجام می دهند که تعداد افراد آنها بیش از دو نفر نمی باشد: خبرنگار و تصویربردار. در برخی شبکه , هر دو وظیفه را به یک نفر محول می سازند.

 خبرنگاران در جایگاه فرماندهی

هنگامی که گروه متشکل از دو نفر باشد, مهم است که برای هر دوی آنان مشخص باشد که مشغول فعالیت خبری می باشند. اگر قرار باشد که در نهایت خبرنگار مسؤولیت دقت و صحت گزارش را بپذیرد, بنابراین فرمانده گروه به شمار می رود.

 مشارکت

هر دوعضو این گروه تلویزیونی باید در گردآوری اخبار فعالانه مشارکت کنند. تجربه نشان می دهد که در اغلب موارد, درخشان ترین دستاوردها زمانی حاصل می گردد که همکاری خوبی میان خبرنگار و تصویربردار برقرار باشد.

ضروری است که گفت وگویی مداوم و غیررسمی و مبنی بر احترام متقابل, تعاون و وجدان کاری میان خبرنگار و تصویربردار برقرار باشد- این امر به تبادل افکار و معانی و همیاری میان آنان منجر خواهد گشت.

هر دو طرف این ارتباط مشترک, باید امکانات موجود در مقطع زمانی مشخص, قدرت تجهیزات قابل دسترسی و شرایط کاری را مد نظر داشته باشند.

هر دو طرف باید با جدیت آنچه را که دیگری سعی در محقق سازی آن دارد, درک کنند.

خبرنگار باید با وسوسه دستور دادن به تصویربردار مقاومت کند. هدف, فعالیت در سایه روحیه تعاون و همبستگی است.

خبرنگار و تصویربردار باید – بجز در موارد استثنایی – پیش از آغاز کار, کیفیت پوشش خبر را مورد مناقشه قرار دهند.

خبرنگار باید تصویربردار را در جریان اطلاعات بدست آمده قرار دهد, و تصویربردار نیز باید ایده ها و تجارب پیشین خود را در همان زمینه ارائه دهد.

هدف, مهیا گشتن گروه تلویزیونی جهت پوشش خبری مبنی بر دو اساس است: گردآوری اطلاعات و برداشت تصاویر.

دو طرف – حداقل- به شناخت موارد زیر نیازمندند:

- محور اساسی گزارش

- مدت زمان پیش بینی شده برای گزارش (اگر ممکن باشد)

- زمان تقریبی اتمام تهیه گزارش, به نحوی که از شبکه تلویزیونی مورد نظر انتظار می رود.3

بیان صریح نیازهای مشخص

خبرنگار باید تصاویر و نماهای ویژه ای را که برای روایت رویداد به انها نیاز دارد, برای تصویربردار مشخص سازد.

به عنوان مثال, اگر خبرنگار قصد اشاره به شخص خاصی – به مدت 10 ثانیه یا بیشتر- در سخنان خود دارد, باید پیشاپیش تصویربردار را از قصد خود آگاه سازد تا مطمئن شود که وی نماهای کافی از این شخص خواهد گرفت.

اگر نماهای خاصی لازم باشد, خبرنگار باید این امر را به تصویربردار تذکر دهد و از برداشت این نماها اطمینان حاصل کند.

تصویر معمولاً همان تأثیری را می آفریند که گزارش تلویزیونی بر اذهان می گذارد, و این همان بخشی است که بیشتر تلاش را در تهیه گزارش به خود اختصاص می دهد, لذا تصویربردار باید خبرنگار را در جریان هر تصویر نامعمولی که موفق به گرفتن آن شده است, قرار دهد.

هدف از این کار, فراهم کردن این امکان برای خبرنگار است که بخش هایی از متن گزارش خود را به مسائل مرتبط با آن نماها اختصاص دهد. تصویربردار نیز باید خبرنگار را در جریان نماهای مهمی که موفق به گرفتن آنها نشده است, قرار دهد.

یک بار دیگر یادآور می شوم که اين حاصل تلاش تصويربردار – یعنی تصاویر- است که در هر رقابتی جهت جلب توجه بیننده, موفق خواهد بود, لذا ضروری است که تصویر و کلام روایت واحدی از خبر ارائه دهند