نشست سران همسایگان خزر از منظر عملیات روانی
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٥   کلمات کلیدی:

  سیاستمداران و صاحبان بنگاه های خبری غرب با هر انچه که نمادی از موفقیت ایران در عرصه ملی یا بین المللی باشد به مقابله بر می خیزند که نحوه تعامل با نشست سران پنج  کشور حاشیه دریای خزر در تهران تازه ترین نمونه یی عینی از این رویکرد است.

 

سرکوب از طریق حذف یا  سانسور نخستین شگردی بود که برای بی اهمیت جلوه دادن این نشست از ان استفاده شد. این شیوه از ان رو دنبال شد تا این حرکت که نشانه دیپلماسی فعال ایران و بیان ناکارامدی تلاش امریکا برای منزوی نشان دادن ایران است به افکار عمومی مننقل نشود.

حضور سران پنج کشور در یک نشست به تنهایی از ارزش خبری برخوردار است بویژه انکه حضور رییس جمهور پوتین یا  رییس جمهور احمدی نژاد نیز به تنهایی طی دو سال گذشته - هر نشستی را در کانون خبری قرار داده اند.

 انجام این نشست انهم پس از رایزنی گسترده گیتس و رایس وزیران دفاع و خارجه امریکا با پوتین و پیش از ان دیدار سارکوزی رییس جمهور فرانسه از مسکو  و میزبانی رییس کرملین از سوی مرکل صدر اعظم المان که پرونده ایران در همه این دیدارها در صدر قرار داشت هم از دیگر موضوعاتی است که بر اهمیت نشست تهران می افزود.

 نشست سران کشورهای حاشیه دریای خزر با انکه از یک ماه پیش زمان – مکان – افراد شرکت کننده و دستور کار ان روشن بود اما تا یک روز قبل از برگزاری در قاب رسانه های غربی بازتابی نداشت. 

 

 دومین شگردی که در مورد این نشست اعمال شد استفاده از بمب خبری بود که در ان گفته شد که برخی منابع از احتمال سود قصد به پوتین در تهران خبر داده اند. این شگرد نه فقط توانست تا چندین ساعت اصل برگزاری  نشست را تحت  الشعاع قرار دهد بلکه حتی سفر پوتین به تهران را نیز در پرده ابهام قرار داد.

 

پیش فرض سازی هم از دیگر شیوه های عملیات روانی بود که برای تاثیر گذاری روی این نشست از ان استفاده شد. در این شیوه مخاطب در صدد کسب صحت انچه گفته می شود نیست بلکه شایعه را یک واقعیت غیر قابل تردید تلقی می کند.

 

رسانه ها به جای انکه به صحت و سقم  بمب خبری بپردازند به نحوه اجرای ان مانند انتخاری یا غیر انتخاری بودن و  افرادی که از دید انها ممکن است در این حادثه دست داشته باشند مانند اتهام زدن به مبارزان چچن - افراط گرایان یا سایر جریانها پرداختند.

 

 محتوا زدایی با هدف کاهش اهمیت نشست هم از دیگر شگردهایی بود که در تعامل با این رویداد خبری مد نظر رسانه های فراملیتی قرار گرفت. رسانه ها در این زمینه موضوعهای حاشیه یی از قبیل تعداد همراهان پوتین – نوع و رنگ هواپیما – ساعت به زمین نشستن هواپیما – کیف هسته یی – تاخیر در نشست  و ... را بیشتر از محتوای مذاکرات مد نظر قرار دادند.

 

پدیده " ترو ویزیون " بر وزن تلویزیون که با هدف ترورشخصیتی و مخدوش کردن چهره  شخص – گروه یا کشور از طریق رسانه ها است نیز در این مورد به کار گرفته شد. عضو سابق ک گ ب – فرد مغرور - رییس جمهور امنیتی- رهبر کشور غیرشفاف روسیه  و .. در زمره صفاتی است که  رسانه ها برای پوتین به کار بردند.

   احتمال ترور پوتین در تهران با هدف ناامن جلوه دادن ایران و پافشاری ایران در نادیده گرفتن مصوبات شورای امنیت سازمان ملل و برجسته کردن همکاری های نظامی تهران – مسکو به جای توافق های صلح طلبانه نشست نیز در چارچوب جهت دهی افکار عمومی صورت گرفت.

 کادر بندی رویداد برای به حاشیه راندن اصل توافق سران در تهران هم از دیگر شگردهایی است  که در رسانه های غربی مورد استفاده قرار گرفت . پیشگیری از فراگیر شدن تعامل سازنده همسایگان که طبعا با منافع غرب مغایر است شاید در زمره دلایل اساسی باشد که سیاستمداران و رسانه های نظام سلطه کوشیدند تا در مسیر به شکست کشاندن نشست سران پنج کشور حاشیه یی دریای خزر بصورت هماهنگ عمل کنند.

 

به نظر می رسد اگر فقط بند 13 اعلامیه 25ماده یی سران که در ان بر حل مسالمت امیز همه مسایل دریای خزر از طریق کشورها همسایه بدون استفاده از نیروهای خارجی تاکید شده است در جنوب ایران هم شبیه سازی شود انگاه نه فقط سیاست امریکا در خلیج فارس بلکه در خاورمیانه دچار چالش جدی می شود  و این موضوعی است که کاخ سفید ان را بر نمی تابد.