راه های دخل و تصرف رسانه يی (۲)
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٧   کلمات کلیدی:

فرض های بازدارنده : رسانه ها اغلب نوعی جهت گیری سیاسی را اتخاذ می کنند که هنوز نیازمند بررسی نقادانه است. در دهه 1980، زمانی که کاخ سفید بودجه هنگفتی برای تجهیزات نظامی پیشنهاد کرد، مطبوعات بدون توجه به طرفداران کاهش بودجه نظامی از سیاست کاخ سفید جانبداری کرد.

به همین ترتیب استدلال های رسانه یی درباره "اصلاحات" امنیت اجتماعی: یک حسن تعبیر برای خصوصی سازی و لغو برنامه ای که کارکرد خوبی در اجتماع داشت.

امنیت اجتماعی به عنوان یک خدمت بشری سه جانبه عمل می کند که علاوه بر پرداخت حقوق بازنشستگی، به فرزندان خانواده های بی سرپرست حق بیمه و به افراد غیر بازنشسته که دچار مصدومیت یا بیماری شده باشند کمک هزینه پرداخت می کند. با این حال، مطبوعات کنونی هیچ گونه اشاره یی به مفید بودن و شیوه ارائه خدمات سیستم امنیت اجتماعی ندارند، برعکس آنها موضع مشکوک و نامعلومی را اتخاذ می کنند که نیاز به مناقشه داشته باشد: اینکه مثلا این برنامه (در سی سال آینده) در معرض از هم پاشیدن است و بنابراین نیاز به خصوصی سازی دارد.

مخابره ظاهر امر: یکی از راههای دروغ گفتن پذیرفتن ظاهری اموری است که دروغ است اما آن را بدون هرگونه نقدی یا ارائه ادله کافی به مردم انتقال داده می شود. زمانیکه با این کار مخالفت می شود، گزارشگران بهانه می آورند که نمی توانند عقاید شخصی خود را به محتوای گزارش تزریق کنند. کسی چنین کاری را از آنها نمی خواهد، انتقاد به این تفکر ان است که آنها دقیقاً همین کار را انجام می دهند. دریافت عقیدتی و قراردادی آنها معمولاً منطبق بر عقاید رؤسای آنان است.

تنزل دادن محتوا:  تاکید رسانه ها بر سبک و جریان و مراحل پیشبرد روایت و بی اعتنایی آنها به جوهر و مفهوم واقعی مایه شگفتی است. نمونه بارز این مطلب شیوه گزارش انتخابات است که طی آن یک رقابت سیاسی را در حد یک مسابقه اسب دوانی تنزل می دهند: چه کسی پیشتاز است ؟ چه کسی خواهد برد؟ مفسران خبری مانند منتقدین تئاترعمل می کنند، گویی می خواهند نامزدی که نقش خود را بهتر بازی می کند بیشتر در معرض نمایش قرار دهند و تصویر مثبت تری از او جلوه دهند. مسائل واقعی با توجه کمتری همراهند. 

گزارشهای اعتصابات مهم نیز از چنین بی توجهی به مضمون مستثنی نیست. اطلاعات درباره تعداد روزهای اعتصاب، دردسرهای ناشی از آن و هزینه هایی که برای کارخانه یا مردم دربرداشته است، در دسترس قرار   می گیرد. آنچه از قلم می افتد، هرگونه اشاره به ریشه معضل و اصل مطلب است: مثلا مسائل مربوط به دستمزدها، کاهش اشتغال یا امتناع مدیریت از مذاکره برای تنظیم قراردادهای جدید جایی بررسی نمی شود.

توازن دروغین:  براساس اصل توازن در روزنامه نگاری خوب، رسانه ها می بایست منابع اطلاعاتی رقیب را مورد بررسی قرار دهند تا دیدگاه دو طرفِ قضیه را مدنظر داشته باشند. در حقیقت، بندرت دو طرف از توجه یکسان برخوردار می شوند. یک تحقیق نشان می دهد که در NPR، که تصورمی رود یکی از رسانه های آزادیخواه است، با سخنگویان جناح راست اغلب به تنهایی مصاحبه می کند، اما هنگام مصاحبه با آزادیخواهان – که به ندرت ظاهر می شوند – آنان همواره توسط محافظه کارها سرکوب می شوند. چپ گرایان و تندروها هم که تقریباً بطور کامل حذف می شوند.

موازنه کاذب در یکی از گزارشهای بی بی سی ورلد نیوز به تاریخ 11 دسامبر 1997 کاملا مشهود است، که درباره "تاریخچه درگیری ها و خشونت میان نیروهای اندونزی و شبه نظامیان تیمور شرقی " بود، بدون هیچ گونه اشاره به اینکه این شبه نظامیان برای حفظ جان خود در برابر حملات نیروهای اندونزی می جنگند، و طی آن حدود 200 هزار تیموری جان خود را از دست داده اند، گزارش به شکلی تهیه شده بود که گویی این درگیری از هر دو طرف قربانی گرفته است.

کادر بندی : مؤثرترین شیوه های تبلیغاتی پیش از استفاده از دروغ پردازی، به چارچوب، پیکره و قالب تکیه می کنند. رسانه ها بیشتر با تحریف حقایق تا حذف آنها و با برجسته سازی و توسل به سایر پیرایه های زبانی می توانند تأثیرگذاری مطلوب را بدون فاصله گرفتن از ظاهر واقعیت ایفا کنند.

پیکره سازی براساس کادربندی خبر بدست می آید: یعنی مسائلی نظیر میزان پرداختن به واقعیات و آشکارسازی آنها، تعیین محل خبر (در صفحه اول یا صفحات داخلیآ)، در صدر اخبار (lead) یا در جایگاهی نازل تر، لحن ارائه خبر (با همدردی یا با بی اعتنایی)، عناوین خبر، تصاویر و ( در رسانه هایی مانند رادیو و تلویزیون) جلوه های صوتی و تصویری.

گویندگان خبر معمولاً به عنوان پیرایه های کمکی عمل می کنند. آنان تلاش می کنند با یک ارتباط ملایم، حس بی طرفی را منتقل کنند و از لحنی هوشمندانه برای افزایش اعتبار خود بهره ببرند، چیزی که آن را "جهل مقتدرانه" می توان نامید. (عباراتی نظیر: "این وضعیت چگونه به پایان خواهد رسید؟"، یا "هیچ کس نمی تواند بطور یقین در این باره اظهارنظر کند." گاهی بدیهیات کهنه و پوسیده بعنوان حقایق بدست آمده القا می شود، و به همین دلیل گاهی این گونه جملات به گوش می رسد: "دو طرف وارد درگیری سختی خواهند شد مگر آنکه اعتصاب بزودی پایان یابد."

اشاره نکردن به چرایی موضوع ها: بسیاری از رویدادها در اخبار گزارش می شود ولی فقط تعداد کمی از آنها تشریح و تفسیر می گردد. ما به دیدن جهانی دعوت می شویم که شامل رویدادها و اشخاص پراکنده ای است که بطور اتفاقی و توسط مقاصدی آشفته و فردی به سمت جریانی نامعلوم رانده می شود، نه توسط اراده یی توانمند که در مسیر تحقق علایق بطور نظام مندی عمل کند.استفاده از وجه مجهولی و فاعل های غیر شخصی در جملات، از روشهای زبان شناختی عمده این قسم تدابیر رسانه ای به شمار می روند.

بر همین اساس و به عنوان نمونه، با پدیده ای همچون رکود اقتصادی به گونه ای برخورد می شود که گویی پدیده یی طبیعی است (مثلاً جمله "اقتصاد ما دچار رکود شده است")، بدون پرداختن به تحلیل مسائلی نظیر عملیات جمع آوری سود، نزاع همیشگی میان سرمایه و نیروی کار و عدم توانایی کارگران کم درآمد نسبت به خرید کالاها و خدماتی که خود آنها را تولید کرده یا ارائه می دهند.

با این حال، رسانه های خبری با شکست مواجه نمی شوند، بلکه بطور ماهرانه و زیرکانه یی با موفقیت پیش می روند. کار آنها ارائه اطلاعات نیست، بلکه اطلاع رسانی غلط است، آنها گفتگوی دموکراتیک و مردمی را ارتقاء نمی بخشند بلکه آن را سرکوب می کنند. آنها پیش از آنکه ما فرصت تفکر درباره جهان پیرامون را داشته باشیم، اندیشه خود را به ما تحمیل می کنند.

زمانی که بدانیم،  گزینش اخبار در جهت تأمین منافع صاحبان قدرت، مناصب و ثروت است، به جای انتقاد از کارکرد ضعیف رسانه ها، به تحلیل بنیادی چگونگی خدمت آنها به حوزه های پرقدرت و حاکم خواهیم پرداخت.