کاربرد درست واژه های استراتژی و دیپلماسی

واژگان گاهی از زبانی به زبان دیگری که می رود ماهیتش دگرگون می شود.این ممکن است در برخی مواقع اشکالی نداشته باشد. مشکل زمانی بروز می کند که قصد داشته باشیم با همان واژه برای گفتگو با افراد با زبان مبدا استفاده کنیم.

 موضوع وقتی قابل تامل تر می شود که کاربران ان واژه ها نه افراد که کارشناسان و تصمیم گیران انهم در حوزه بین الملل باشند. نمونه انهم دو واژه استراتژی و دیپلماسی است. ریشه هر دو یونانی است. استراتژی[1] از نظر لغوی ،مدیریت قشون یا اداره لشکر است. دیپلماسی هم از واژه دیپلم است که به معنای نامه ای تا شده که پیشتر پادشاهان ان را برای پادشاهی دیگر ارسال می کردند. 

 استراتژی البته بصورت عام به معنای راهبرد ،‌سیاست خارجی ،روش ، ایدئولوژی ، راه کار، برنامه و ... بکار برده می شود. دیپلماسی[2] هم در زبان عامه از گفتگو میان دولت ها تا چرچیل بازی و فریب و حقه بازی به کار برده می شود.

     حال اما استراتژی بصورت تخصصی یعنی رویکرد غیر مسالمت امیز و دیپلماسی یعنی رویکرد مسالمت امیز در روابط بین الملل. دیپلماسی و استراتژی دو ابزار برای رسیدن به اهداف سیاسی است. این واقعیت است که استراتژی لزوما به معنای جنگ نیست همان گونه که دیپلماسی لزوما به معنای صلح نیست. شرایط زمانی و مکانی تحولات در نظام بین الملل است که نحوه بهره گیری هر یک از دو ابزار استراتژی و دیپلماسی را مشخص می کند. ممکن است یکی از این دو ابزار نهان و دیگری اشکار باشد یا یکی کم رنگ و دیگری پررنگ تر شود.

  این مثالی است از مواردی بسیار که حتی در متون دانشگاهی هم رسوخ کرده است .در این اندیشه ام که هم ما دست اندرکاران رسانه ها و هم دوستان ما در حوزه دانشگاهی چه روشی در پیش بگیریم که در حوزه های تخصصی واژگان دقیق تر استفاده شود.


[1] Strategy (from Greek στρατηγία stratēgia, "art of troop leader

[2] Diplomacy (from the Greek δίπλωμα, meaning making a deal with other countries) is the art and practice of conducting negotiations between representatives of states

/ 0 نظر / 26 بازدید