رسانه ، تروریسم و صلح عادلانه

کنفرانس بین المللی "‌ ائتلاف جهانی علیه تروریسم برای صلح عادلانه " روز 24 اردیبهشت ماه با مشارکت بیش از یکصد اندیشمند خارجی و دهها تن از متفکران داخلی در تهران برگزار شد.   مقاله یی را با عنوان "رسانه ، تروریسم و صلح عادلانه " ارائه نمودم که در پی می اید:                                  دنیای امروز بر سه پایه استوار است. این پایه ها هم مبنای نظری دارد و هم می توان با تجزیه و تحلیل کلان تحولات بین المللی ، نمادهای ان را در حوزه عملی مشاهده کرد.  نخستین محور در قرن بیست و یکم توسعه پایدار مبتنی بر جهانی سازیست. در این حوزه کوشش می شود تا گستره موضوعات ،جهانی شود و دغدغه های انسانی ، بین المللی .      سوراخ شدن لایه اوزون ، تغییرات اب و هوایی و انواع انفلوانزا که تاکنون نوع پرنده - مرغی و خوکی ان عرضه شده ، نمونه یی از این دست است. تروریسم  هم در زمره واژگانی است که طی یکی دو دهه گذشته در فرهنگ بین المللی از جایگاه کانونی برخوردار شده.  دومین محور ، دیانت مبتنی بر ارزشهای انسان محور به جای خدا محور است. سه قرن تلاش شد برای کنار زدن دین از عرصه زندگی انسان. حرکتی که از قرون وسطی با هدف دین زدایی در بلوک غرب شروع شد و از دیگر سو هم ، بیش از70 سال ،  دین ستیزی در قالب اندیشه الحادی مارکسیسم در بلوک شرق اعمال شد.  اما حاشا که دین امری است فطری و  مبارزه با فطرت بشری نا ممکن.   بنابر این ،تلاش برای خدشه دار کردن چهره اصیل دین که اسلام در صدر ان است از یک سو و ساخت دین های بدلی و متدینین قلابی ، رونقی دو چندان یافته. سومین محور هم ارتباطات مبتنی بر رسانه های فراگیر است. بر این باورم که موفقیت در دو محور دیگر هم در گرو بهره گیری حرفه یی از ابزار رسانه است. غرب اسیا که خاورمیانه خوانده می شود لنگرگاه و مرکز ثقل گیتی است.  این خطه نه فقط خاستگاه دین های الهی است که توسعه صنعت غرب نیز مدیون انرژی و معادن ان است.  به دیگر سخن ، غرب اسیا هم به خاطر نقش افرینی در ساختن معنویت بشریت صاحب شرافت است و هم بر گردن دنیای صنعتی نوین ، صاحب حق . پس بی دلیل نیست که دهها شبکه ماهواره یی طی دهه نخست قرن بیست و یکم برای دستکاری ذهن و اندیشه مردم این منطقه تدارک دیده شده است.   حال در می یابیم که جعل واژه تروریسم و تروریست ، طالبان و القاعده و اسامه بن لادن و مصعب الزرقاوی چرا روزانه هزاران بار بصورت پسوند و پیشوند با اسلام و مسلمانی در شبکه هزار توی رسانه یی غرب باز تولید می شود.  نکته نخست انکه تروریسم واژه یی است که با بحران معنا مواجه است. و این اقدامی است تعمدی برای الودگی اطلاعاتی در افکار عمومی ، تا جاعلان  این واژه بتوانند هر فرد ، گروه و اندیشه یی که مورد پسندشان نباشد با منتسب کردن به ان از میدان بدر کنند.  نکته دوم هم اینکه واژه تروریسم بیش از انکه ریشه در مباحث جرم شناسانه و حقوقی داشته باشد از خاستگاه رسانه یی و تبلیغاتی برخوردار است . اگر بپذیریم که ایه شریفه"  فمن اعتدی علیکم فاعتدو علیه بمثل ما اعتدی علیکم " در این حوزه هم قابل استناد است . یعنی چنانچه به شما تجاوزی صورت گرفت شما هم با همان شیوه مقابله به مثل کنید ، راه اصلی مقابله با اتش باری رسانه های غرب بر هویت و ارزشهای دینی و ملی بایستی از طریق رسانه هایی همسو پاسخ داده شود.   پیشنهادم این است که اندیشمندان مسلمان ، ازادیخواهان مستقل و هواداران تفکر صلح عادلانه با طراحی ائتلافی به ایجاد و تقویت بنیه اطلاع رسانی همت کنند تا صدای حق طلبی در میان هیاهوی ساختگی دنیای غرب گم نشود.    در این زمینه سه محور بایستی توامان پیگیری شود:  نخست:  بیش از این نباید اجازه داد که غرب در عرصه واژگان سازی جعلی و دروغین با هدف گمراه سازی بشریت بی محابا اقدام کند. زدودن انچه که طی دو دهه گذشته در افکار عمومی رسوب کرده اگر نگویم غیر ممکن است بی تردید بسیار دشوار است.   تولید فکر در حوزه مبارزه واقعی با تروریسم و برقراری صلح عادلانه بهتر است از همین امروز در دستور کار قرار گیرد که فردا بسیار دیر است.   دوم انکه تربیت نیروی انسانی در حوزه رسانه یی باید تقویت شود. زیرا پیام انسانی گروه های مستقل ،‌ چنانچه با بسته بندی مناسب عرضه شود با اقبال گسترده تری مواجه خواهد شد.  این پاشنه اشیل نظام سلطه است که با مهارت پیامهای دو گانه ، غیر منطقی و حتی ضد بشری را با نامهای فریبنده دمکراسی ، حقوق بشر و  نبرد ازادیبخش در دوران ریاست جمهوری جورج بوش جمهوری خواه و باراک اوبامای دمکرات به افکار عمومی تزریق کرد.  و قتل عام و نسل کشی هزاران کودک و زن را در افغانستان و عراق با نام مقابله با تروریسم ، توجیه.    سوم هم اینکه رمز موفقیت در عملیاتی کردن پیشنهاد اول و دوم به ان است که پیام بدون وقفه به مخاطب رسانده شود. این موضوع در قرن بیست و یکم دشوار است، گرچه غرب اشکارا از گردش ازاد اطلاعات سخن می گوید اما در نهان هر انچه با ان مخالف باشد را بی رحمانه سانسور و حتی سرکوب می کند.  سیگنال العالم ، المنار و شبکه هایی مستقل و غیر همسو با هژمونی غرب ، هر از گاه قطع می شود و دلیل ان هم این است که پیام ارسالی این شبکه ها  به مذاق حاکمان نظام سلطه خوش نمی اید.  پس ساخت ماهواره ملی یا اجاره ماهواره یی مستقل که تضمین کننده سیگنال رسانی مستمر برای هواداران اندیشه صلح عادلانه باشد، ضرورتی غیر قابل انکار است.

/ 4 نظر / 27 بازدید
مهدیه پوریادگار

سلام بسیار عالی...و به نظرم همون تربیت نیروی انسانی متفکر و عمیق پایه همون داشتن ماهواره ملی قوی و تاثیر گذار می تونه باشه...و ماها به عنوان سربازان جنگ نرم بیش از پیش باید خودمون و با سلاح مطالعه و تحلیل و برسی مسایل روز مسلح کنیم...استفاده کردم استاد.[گل]

جنابی

متاسفانه باید این واقعیت را پذیرفت که کسانی موفق تر هستند که عمل گرا تر هستند...!

سید علی

بله رساله مورد قبول واقع شده