سفر به قلب مراکز غنی سازی هسته ای ایران پس از بیانیه لوزان

روزهای پایانی هفته گذشته دیداری داشتم از دو سایت هسته ای . سایت غنی سازی اورانیوم شهید علیمحمدی (فردو )  و سایت شهید احمدی روشن (نظنز). شهیدانی که نماد افتخارند در حوزه هسته ای برای ملت ایران و شاهدی انکار ناپذیر از تروریست بودن جناح عبری- غربی .

   نام فردو و نطنز روزانه صدها بار بلکه بیشتر طی یک دهه گذشته ،‌در محافل سیاسی ، دیپلماتیک ، خبری و علمی گیتی تکرار شده است . مراکزی که می‌توان قلب غنی سازی هسته ای ایران نامید. سایت‌هایی که چونان دری گرانبها به شدت حفاظت می‌شود. حفاظتی که سبب شده است، سر توطئه گران شبکه پرمدعای جاسوسان امپراتوری غرب ، هزاران بار در تلاش برای نا امن سازی ان ها به سنگ بخورد.

 دسیسه چینانی که از برجسته ترین بد افزار نویسان رایانه یی تا شیطان صفت ترین خرابکاران صنعتی و  از ابر شبکه های جاسوسی فردی تا  پیشرفته ترین پهپادهای ردیاب هوایی را به خدمت گرفته اند اما باز هم در برابر چشمان بیدار فرزندان ایران زمین زانو زده اند. استاکس نت که ناکام ماند تا پهپاد هرمس که سرنگون شد ،‌فقط مشتی نمونه خروار است که پرده از روی ان برداشته شد. و دهها مورد هم سر به مهر باقی می ماند تا شاید وقتی دیگر ، ‌که زمان رمزگشایی از فرا برسد.

  ساعت 10 صبح که وارد فردو شدم ،  10 شب از نطنز خارج شدم و یک راست به حرم حضرت معصومه (س) رفتم. تا دعا کنم به همه کسانی که طی دو دهه گذشته به تقویت بنیه هسته ای کشور کمک کردند. گامی که نشان از مدیریتی جهادی دارد.

 وقتی وارد گود فردو شدم هزاران ماشین سانتریفیوژ را ایستاده دیدم. گود ، نامی است که در محاورات به محل استقرار سانتریفیوژها می گویند. رسانه های غربی از فردو به عنوان مصونیت راهبردی  برنامه هسته ای نام می برند. برخی هم ان را پشتوانه غیر قابل نفوذ دانش هسته ای ایران قلمداد می کنند. فردو روستایی است در نزدیکی قم که به سبب داشتن صدها شهید نامش بر این سایت هسته ای گذاشته شده است. سایت فردو یا همان شهید علیمحمدی البته از نظر جغرافیایی در نزدیکی روستای فردو نیست. 

  حدود سه هزار سانتریفیوژ نسل اول (IR1) در فردو مستقر است که گاز ( Uf6 ) به بخشی از ان هنوز تزریق نشده است. دوربین های آبی رنگ  آژانس بین المللی انرژی اتمی که البته از نوع عکاسی است نه فیلمبرداری در ورودی ها ، خروجی ها و برخی مکان های حساس به چشم می خورد. بازرسان آژانس هم بصورت روال از این مکان دیدن می کنند. چندین  آبشار یا زنجیره در فردو ،‌بصورت مستمر در حال غنی سازی اند. آبشاز به زنجیره ای متشکل از 164 ماشین سانتریفیوژ گفته می شود.

  " گود " نه با گل و بوته که عرف است بلکه با عکس هایی از شهیدان ، آیه هایی از قران کریم و روایاتی از ائمه معصومین تزیین شده است. دانشمندان ، مهندسان و تکنسین ها همه جوانند. تارهای سفید اما روی سر برخی از مدیران دیده می شود.  در این جا ، حرکت در مرزهای دانش مشهود است. وارد اتاقی شدم که روی آن نوشته بود بدون وضو وارد نشوید. این یعنی تخصص در اوج و تدین در والاترین درجه . خدایی بودن را در سیمای جوانان هم می شد دید.

  سنگ معدن گچین بندرعباس یا ساغند یزد که با همت کاوشگران از دل زمین بیرون آورده می شود نخستین مرحله شروع چرخه سوخت است . سنگ معدن پس از مراحل پیچیده ای شامل معدن کاری و آسیاب (تولید کیک زرد) و ...  ، و گذر از" یو سی اف اصفهان" ، سرانجام در این جا به گاز هگزا فلوراید اورانیوم غنی شده تبدیل می شود. 

 دستیابی به زیر ساخت ها برای خودکفایی هم کاری است کارستان. از سال 69تا 76یعنی حدود 7 سال از روی سانتریفیوژهای نمونه خارجی فقط دو دستگاه راه اندازی شد. آنهم از روی نمونه های موسوم به p1 که ماشین های نسل اول پاکستانی بود. ماشین P1 که بخاطر دست دوم بودن آلودگی داشت و حتی بازرسان آژانس هم فهمیدند منشاء ان خارجی است ،‌حدود پنج سال به بحران مصنوعی بر ضد ایران تبدیل شد.

هم اکنون وقتی نگاه می کنی تا چشم کار می کند ، سانتریفیوژها قد برافراشته است. آنهم در مکانی امن دور از دسترس نا محرمان و حسودان . حدود یک سوم ان با صدای دلنشین در حال غنی سازی اند.

 حدود3000 ماشین در فردو است که پیشتر با بهره گیری از اتصال چند آبشار محدود کار غنی سازی 20 درصد را انجام می دادند. این اتصال بر اساس انچه من دیدم از هم جدا شده است.دو سر لوله های این اتصال که حدود سه چهار سانتی متری با هم فاصله دارد در پوشی دیده می شود. مردان هسته ای معتقدند که در صورت برقراری اتصال که هم اکنون در چارچوب توافق با اژانس بین المللی انرژی اتمی پلمب شده است،  می توان غنی سازی 20 درصد رااز سر گرفت. این سانتریفیوژها همچنان در حال غنی سازی زیر 5 درصد است .

 سانتریفیوژ ها متشکل از حدود یکصد قطعه است که باید دهها متخصص حوزه های گوناگون همفکری کنند تا آماده کار شود. دستگاهی که چرخنده درون ان در خلا کار می کند. سرعت چرخش باور نکردنی 60 هزار دور در دقیقه. وجود حتی یک نم از عرق دست هنگام سوار کردن ماشین ها ،‌در آن سرعت سرسام آور ، بسان پتکی است بر پیکره ان.  

سوزن ته میله چرخنده ( روتور )  اگر یک لحطه به کف ان که شبیه کاسه ای کوچک است برخورد کند از بین می رود. سه لوله در بالای هر سانتریفیوژ است که گاز وارد ان می شود ، و از دو تای دیگر هم ماده غنی شده اصلی و پسماند خارج می شود . اب هم برای خنک کردن بصورت مستمر در حال چرخش است .

 ساخت قطعات سانتریفیوژها پیشتر از آلومینیوم بود که سرعت خطی آن 500 متر بر ثانیه داشت اما هم اکنون از آلیاژهایی استفاده می شود که به بیش از 700متر بر ثانیه رسیده است. همه مواد ایرانی است و تحریم تاثیری برکند کردن ساخت ماشین ها ندارد.

بازرسان آژانس نبوغ جوانان ایرانی را باور کرده اند. این که بر تعطیلی فردو پافشاری می کنند از ان روست که دیده اند چقدر باید در سراشیبی از دالانهای حفر شده در عمق زمین زیر کوه بگذرند تا به مرغزارسانتریفیوژها برسند.

 هنگام بازگشت سوار بر خودرو به در خروجی آمدم با دنیایی از شگفتی در دل و تحسین آنانی که این حماسه را آفریده اند.

بی درنگ راهی نطنز شدم. جایی در کنار بزرگراه  کاشان - اصفهان. سایت نطنز بزرگتر و سرسبزتر از فردو  است. سالن شهید قشقایی نخستین جایی بود که در سایت نطنز از ان دیدن کردم.  جایی که ویژه تحقیق و توسعه است. انواع سانتریفیوژها در حال کار است. نمونه های IR1 البته در کنار چند نمونه دیگر مثل IR2،IR2M، IR4 و...  . تنوع ماشین ها از نظر ارتفاع و قطر قابل شناسایی است. برخی البته هنوز شیرالاتش نصب نشده است.

 مرکز نطنز در سطح زمین است و در گودی نیست. سانتریفیوژهایی که برای قرار گرفتن در زنجیره غنی سازی هم اکنون در حال کیفیت سنجی و ازمایش های دقیق و پیچیده گوناگونند. ماشین های جدید از قدرت جداسازی بیشتری برخوردارند.

  در این میان ماشین IR8 که قدش از همه بلندتر و قطرش بیشتر است تازه ترین دستاورد در این حوزه است. توان  غنی سازی آن حدود 24 سو (swu)است یعنی قدرت جدا سازی هر یک از این ماشین ها ، برابر با زنجیره ای از 24 ماشین IR1 است .

این موضوع نشان می دهد که برای ایران بیش از تعداد ماشین ها ، میزان غنی سازی ملاک است. به دیگر سخن برای دستیابی به 190 هزار سو ، معادل سوخت سالانه نیروگاه هسته ای بوشهر با ماشین های با قدرت یک سو به 190 هزار دستگاه نیاز است حال آنکه با ماشین های جدید به تعداد بسیار کمتری نیاز است.

  گرایش به ماشین های با قدرت بالاتر یک اختیار نیست بلکه به سبب محدودیتی که در نصب ان وجود دارد ضرورتی غیر قابل انکار است. سایت نطنز فکر کنم گنجایش 48 هزار ماشین را دارد. این سالن که قلب تحقیق و توسعه است را ترک می کنم تا به مرکز غنی سازی بروم . مرکزی که غرور افرین است. جایی که دوربین های ابی ویژه آژانس در ورودی ها و خروجی های ان نصب شده است. عکس های درون این دوربین ها طبق روال با حضور بازرسان آژانس و نمایندگان سازمان انرژی اتمی ایران بررسی می شود. حافظه (مموری ) حاوی این عکس ها پس از بررسی در صورتی که مورد مناقشه نباشد ،‌ شکسته می شود یعنی عکسی از سایت خارج نمی شود.

 سالنی که وارد ان شدم بسیار بزرگ است. شمار سانتریفیوژها هم از شمارش من خارج . احتمالا بیش از 16 هزار سانتریفیوژ در نطنز نصب شده است. برخی از ان ها هنوز وارد چرخه تولید نشده است . ماشین ها زمانی وارد چرخه غنی سازی می شوند که گاز به ان ها تزریق شود . حدود 9 هزار دستگاه در حال چرخشند که گاز هم به انها تزریق می شود. پاهایم دیگر توان لازم برای راه رفتن را ندارند اما نمی خواهم ، فرصت برای دیدن را از دست بدهم. به اتاق کنترل که جوانانی مصمم  با دقت در حال رصد چرخه غنی سازی بودند رفتم. جایی که جوانان ایران زمین در حال نوشتن عملی تاریخند. لحظه ای چشم از نمایشگرها بر نمی دارند ، نکند خللی در فشار هوا یا جریان برق در ماشین ها ایجاد شود.

صدای اذان مغرب در میان هزاران سانتریفیوژ طینن انداز شد. بازگشتم و روپوش سفیدی که روی ان کلمه بازدید کننده (VISITOR) نوشته شده بود را از تن در آوردم و جورابی که روی کفشهایم کشیده بودم را هم در جای مخصوص آن گذاشتم. وارد مسجد بزرگ سایت نطنز شدم که به تازگی بیرقی از حرم مطهر حضرت ابوالفضل(ع)در ان نصب شده بود. نمازی به امامت یکی از همان جهادگران عرصه علم و فناوری هسته ای خواندم .

شام میهمان دوستان در سایت نطنز شدم اما پیش از آن از نمایشگاه ساخت قطعات سانتریفیوژها که همه ساخت وطن بود دیدن کردم. قطعاتی که اوج هنر ، علم و تعهد را در یکایک آن می شد دید. و سرانجام  حوالی ساعت 22 ، سایت شهید احمدی روشن را با همه خاطرات بیاد ماندنی اش ترک کردم.  

سایت های فردو و نطنز جایی است که سال ها مذاکرات در باره ان ،‌ سرخط خبری بسیاری از رسانه های منطقه ای و بین المللی است. مذاکرات در مورد حق هسته ای که هم اکنون در نطنز و فردو بومی شده است را بارها از ژنو و  وین ، تا استانبول و بغداد ،‌و از مسکو تا  آلماتی گزارش کرده ام. در این سال ها ، گفتگو هایی هم داشته ام با برخی مسوولان گذشته و حال این پرونده ،‌از جمله آقایان دکتر جلیلی و باقری و صالحی تا اقایان دکتر ظریف ، عراقچی و تخت روانچی و البته دهها کارشناس ایرانی و خارجی که تحولات هسته ای را دنبال می کنند.

اراده پولادین و انگیره خدایی دست اندرکاران هسته ای را در جمله ای بالای سر یکی از جوانان در مرکز سایت فردو دیدم،که نوشته بود " از کوهی که به ما سپرده اید چنان محافظت می کنیم که آیندگان ما را اصحاب احد نخوانند." انشاءالله که عزم این مردان الهی،زمینه ساز فراگیر شدن کلید واژه، معجزه آسای" ما می توانیم " در همه عرصه ها شود.

/ 1 نظر / 7 بازدید
حسن بهشتی پور

سلام بر آقای عابدینی عزیز دست شما درد نکند خیلی جالب بود بهره بردم خدا به شما خیر دهد